سخنراني دكتر موسي غني نژاد در دانشگاه امير كبير: با انسانيت نمي‌‏توان يك نظام اجتماعي و فرهنگي بنا نهاد

 

نمي‌‏توان يك نظام اجتماعي، فرهنگي‌‏يا سياسي را بر پايه انسانيت افراد بنا نهاد؛ البته‌‏ منظور اين نيست‌‏كه انسانيت چيز بدي است؛ اما با تكيه بر اين امر نمي‌‏توان جامعه‌‏اي بنا كرد كه در درازمدت منسجم باقي بماند، بنابراين در اجتماع سازي بايد به منافع افراد رجوع شود.

دكتر موسي غني‌‏نژاد، مؤلف و استاد اقتصاد، كه در دانشگاه اميركبير درس‌‏گفتارهايي را درباره"اقتصاد مدرن" ارائه مي‌‏كند، در بخشي از سخنان خود با بيان اين مطلب به آراء آدام اسميت، اقتصاددان شهير قرن بيستم، اشاره كرد و گفت: اصلي در اقتصاد وجود دارد كه اگر انسانها آزادي دادوستد داشته باشند, توليد ثروت در جامعه افزايش مي‌‏يابد. آدام اسميت اين نظريه‌‏ را گسترش داده و مباني علمي آن را مطرح كرده است.

وي افزود: اسميت معتقد است اگر انسانها را آزاد بگذارند به دنبال منافع شخصي‌‏شان بروند و در آن حال آزاديهاي ديگران را مخدوش نكنند، منافع جمعي حاصل مي‌‏شود؛ يعني آزادي به تعارض نمي‌‏انجامد، بلكه به همسويي و يكپارچگي منجر مي‌‏شود. آدام اسميت معتقد است نانواي محله‌‏شان كه هر روز نيمه‌‏شب از خواب بيدار مي‌‏شود تا نان بپزد به فكر ديگران نيست تا سر سفره‌‏شان نان داشته باشند؛ بلكه او به فكر منافع خودش است. هركس در يك فعاليت اقتصادي به منافع خودش فكر مي‌‏كند؛ ولي نتيجه كارش خدمت به ديگران است.

دكتر غني‌‏نژاد ادامه داد: اسميت معتقد است چه خوب كه اين‌‏گونه است، يعني خدمت نانوا به من در جهت تأمين منافع خودش است. اگر نانوا بر اساس دوستي‌‏اش به من نان مي‌‏داد، كرامت انساني من را زير سؤال مي‌‏برد. اسميت معتقد است براي اينكه براي آينده برنامه‌‏ريزي كنيد، به انسانيت افراد رجوع نكنيد، بلكه به منافعشان رجوع كنيد.

استاد دانشگاه صنعت نفت در بخشي ديگر از سخنانش براي روشن كردن رابطه حكومت و مالكيت به تعريف مالكيت پرداخت و گفت: جان لاك معتقد است غايت يك حكومت تضمين حقوق مالكيت افراد است. چرا جان لاك چنين هدفي را براي حكومت مطرح كرده است؟ براي پاسخ به اين پرسش ابتدا بايد مالكيت را تعريف كنيم. مالكيت به معناي حق استفاده انحصاري از يك شيء مادي يا معنوي است، اما نكته مهمي در اين ميان وجود دارد و آن اين است كه تصور مي‌‏شود رابطه مالكيت ميان انسانها و اشياء است. درحالي كه اين تصور درست نيست. مالكيت رابطه‌‏اي ميان انسانهاست، نه ميان انسانها و اشياء. چون مالكيت به اين معناست كه انسانهاي ديگر حق استفاده انحصاري از چيزي را براي فردي قائل مي‌‏شوند. بنابراين رابطه مالكيت يك رابطه اجتماعي و حقوقي ميان افراد است.

وي درباره انواع مالكيت گفت: ما دو نوع مالكيت داريم؛ مالكيت دولتي و مالكيت خصوصي. مالكيت دولتي به اين معناست كه دولت به عنوان نماينده مردم يا قدرت حاكم، مالك ذخائر و اموال يك جامعه باشد، اموالي كه اشخاص به صورت فردي نمي‌‏توانند مدعي مالكيت آنها شوند و دولت براي آنها حق تصميم‌‏گيريد دارد. مالكيت خصوصي هم به معناي مالكيت غيردولتي است. مالكيت خصوصي مي‌‏تواند فردي يا جمعي باشد. آنچه اساس جامعه مدرن را شكل مي‌‏دهد، مالكيت خصوصي فردي است، چون مالكيت خصوصي جمعي هم مشكلات خاص خود را دارد.

غني‌‏نژاد در ادامه به رابطه سه مفهوم "مالكيت"، "آزادي" و "حق" پرداخت و گفت: اين سه مفهوم از يكديگر تفكيك‌‏ناپذيرند و هيچ يك بدون ديگري قابل‌‏تعريف نيستند. انسان آزاد كيست؟ انسان آزاد كسي است كه برده ديگران نباشد و برده كسي است كه اراده‌‏اش تابع اراده ديگري است. بنابراين مالكيت يك مفهوم ضروري براي آزادي انسانها است.

وي در ادامه گفت: اگر قبول كنيم انسان مالك نفس خود است، براي تحقق بخشيدن به حق مالكيت خود نيازمند تلاش و فعاليت است، تا به اين وسيله معاش خود را تأمين كند. در مرتبه بعد محمول مالكيت، محصول تلاش انسان است. يعني تلاش انسان ادامه حق حيات و مالكيت است. اين محصول تلاش متعلق به فرد است و ديگران مي‌‏پذيرند فرد حق استفاده انحصاري از آن را دارد. بنابراين مالكيت ادامه حق آزاد و حيات انسان است.

مؤلف كتاب "جامعه مدني" با اشاره به اينكه منابع در جوامع محدود هستند گفت: به دليل محدوديت منابع، امكان تعارض بين انسانها وجود دارد. در نتيجه حق استفاده انحصاري از يك شيء مادي يا معنوي نيازمند قواعدي است كه استفاده از آن را براي ما روشن كند. ما به اين مجموعه قواعد "نظام حقوقي" مي‌‏گوييم.

غني‌‏نژاد با تأكيد بر اينكه قانون به معناي قواعد بازي است، زندگي اجتماعي را به يك بازي تشبيه كرد كه افراد بايد قواعد آن را رعايت كنند و گفت: مالكيت بدون رعايت قواعد كلي امكانپذير نيست، چون بلافاصله ممكن است جنگ شود. براي اينكه رابطه بين انسانها براي تضمين آزادي و استفاده انحصاري از اشياء بدون تعارض امكانپذير باشد، نيازمند برقراري قانون است.

وي گفت: قواعد كلي (قوانين) كه نحوه بازي انسانها را در جامعه روشن مي‌‏كند، نيازمند تضمين اجراي آن از سوي يك مرجع قدرت است. دولت آن مرجع قدرتي است كه اجراي قوانين حاكم بر جامعه را تضمين مي‌‏كند و اگر كسي آنها را اجرا نكرد، او را وادار به اين كار مي‌‏كند و معناي سخن لاك درباره اينكه "غايت حكومت تضمين مالكيت است" نيز همين است.

غني‌‏نژاد در بخش ديگري از سخنانش به بيان مفهوم "عدالت" پرداخت و ضمن اينكه عدالت را بدون مالكيت و آزادي بي‌‏معنا دانست، گفت: عدالت يك مفهوم سلبي است. يعني عدالت مفهوم مخالفت ظلم است و ظلم به معناي ضايع كردن حق يك فرد ديگر است و عدالت وضعيتي است كه در آن ظلم نباشد.

وي پيش‌‏شرط هرگونه تجارت يا مبادله اقتصادي را مالكيت اعلام كرد و گفت: وقتي حق مالكيت را در مورد كسي به رسميت بشناسيم، حق مبادله و واگذاري را هم براي او به رسميت شناخته‌‏ايم و اين واگذاري نيازمند "توافق" است. يعني فرد بتواند آزادانه و با ميل و رغبت حق مالكيت خود را به ديگري واگذار كند. تنها در صورتي مي‌‏توان كالا يا خدماتي را مبادله كردكه قبل از آن مالكش بود. اگر مالك چيزي نبوديد و آن را مبادله كرديد، كلاهبرداري كرده‌‏ايد.

گفتني است دكتر غني‌‏نژاد در جلسه قبل "اقتصاد مدرن" درباره پارادايم جامعه مدرن، قبيله‌‏اي و سنتي، ارتباط فردگرايي و معرفت‌‏شناسي،‌ ‏مؤلفه‌‏هاي انديشه مدرن و ديدگاه‌‏هاي جان لاك و حقوق طبيعي به بحث پرداخته بود.