قطار دموکراسی و مسافران اقتدارگرا

یوحنا نجدی

 

فلسفه سیاسی نوین، تحت تاثیر پیشرفت تکنولوژی، به الگوهای جدیدی از سیاست ورزی دست یافته است. اگر مردمان یونان باستان در میدان معروف آگورا دور هم جمع می شدند و به برکت «دموکراسی مستقیم»، دولتمردان خود را مستقیما انتخاب و معرفی می کردند اما امروزه در باثبات ترین نظام های سیاسی مردم سالار، درباره مشارکت سیاسی شهروندان از طریق اینترنت سخن گفته می شود و دولت همانقدر به فضای مجازی بها می دهد که به فضای ملموس و حقیقی جامعه. تمامی این مکانیسم های دیروز و امروز، به این دلیل طراحی شده اند که حکومت ها به خواسته اکثریت اعضای جامعه تن در دهند و بر اساس منفعت همگانی (Public Interest) حکم برانند و البته بی تردید، انتخابات مهمترین راهکار برای نیل به این مقصود است.

اینک که چندی از انتخابات مجلس هشتم سپری شده، فرصت مناسبی است تا بطور علمی و تئوریک به بحث درباره آن بپردازیم. تاملی بر اخبار مربوط به انتخابات در زمستان و حتی پاییز سال 1386 نشان دهنده آنست که نه تنها اصولگرایان بلکه اصلاح طلبان و نیروهای مستقل نیز بر ادامه تسلط اصولگرایان بر خانه ملت اذعان داشتند. چه، موانعی همچون نظارت استصوابی، رد صلاحیت های گسترده ای که حتی برخی نمایندگان فعلی را نیز بی نصیب نگذاشت، تردید درباره شمارش دستی یا رایانه ای آرإ، نحوه نظارت بر صندوق ها، اعلام احتمالی نتایج در شرایط تعطیلی رسانه ها در روزهای پایانی سال و بسیاری موارد دیگر، عملا گزینه دیگری برای نیروهای منتقد و اصلاح طلب باقی نگذاشت تا در بهترین حالت، به شکل گیری اقلیتی قدرتمند  بسنده کنند.

تحلیل خبرگزاری های خارجی، سخنان وزیر محترم کشور در نخستین ساعات شمارش آرإ درباره آرایش سیاسی مجلس آتی، در کنار شادی های کودکانه خبرگزاری نزدیک به جریان حاکم از اعلام اولیه  نتایج، و مهمتر از همه نجواهای سیاسی شهروندان بویژه در تهران و کلان شهرها مبنی بر آنکه تکلیف تعداد زیادی از صندلی های سبزرنگ میدان بهارستان ازقبل مشخص شده، همگی قطعاتی از یک پازل سیاسی را کنار هم قرار می دهد که البته تصویر نهایی این پازل، پیشتر نیز قابل حدس بود. بگونه ای که کسی از اعلام نتایج نهایی انتخابات شگفت زده نشد و صف بندی سیاسی مجلس هشتم، زودتر از جمعه آخر سال هویدا شده بود. (بیانیه سازمان ادوار تحکیم وحدت، بخوبی  این مساله را تبیین کرده بود و اینک بازخوانی آن، خالی از لطف نیست)

این همه در حالیست که به اعتقاد برخی نظریه پردازان، «انتخابات؛ سازوکاری معین رای رسیدن به نتایج نامعین است» و تنها در این معنا، «ستون دموکراسی» لقب می گیرد. برای تبیین بیشتر این موضوع به مثال های متعددی می توان اشاره کرد؛ مثالهایی نه از کشورهای مهد دموکراسی بلکه از ایران سالیان اخیر. همچون دوم خرداد 1376 که نه تنها نتایج آن قابل پیش بینی نبود بلکه از دل آن، جنبش اصلاح طلبی ایرانیان نیز زاده شد. ویا انتخابات دوره دوم شوراهای شهر و روستا که گرچه ماحصل آن چیزی جز بازگشت غیرمنتظره محافظه کاران (آبادگران) به حاکمیت نبود اما  به عنوان یکی از آزادترین انتخابات در طول حیات نظام جمهوری اسلامی یاد می شود. چه این سنت سیاست ورزی و رسم معهود در تن دادن به اراده شهروندان است.

از این رو بنظر می رسد که تلقی خاصی از انتخابات در معنای «سازوکاری برای رسیدن به نتایجی معین» رفته رفته در حال فربه شدن است و تقویت این دیدگاه، بی تردید به تضعیف دموکراسی خواهد انجامید. به بیانی دیگر، هرچقدر نتایج انتخابات از قبل مشخص و پیش بینی پذیرتر باشد، روح دموکراسی نیز پژمرده تر خواهد شد و در این شرایط نباید مشارکت حداکثری شهروندان و نشاط سیاسی آنها را به انتظار نشست.

اهمیت بحث در آنجاست که امروزه عدم پایبندی نظام های سیاسی بر موازین حقوق بشر و دموکراسی، ارمغانی جز اقتصاد بیمار، عقب ماندگی و توسعه نیافتگی برای آنها به همراه نخواهد داشت. فرانسیس فوکویاما معتقد است که مدرنیته و پیامدهای آن،  به مثابه قطاری هستند که تمامی جوامع روزی سوار آن خواهند شد، چه در این ایستگاه و چه در ایستگاه بعدی. با این حال این قطار را کوپه ای برای اقتدارگرایان و تمامیت خواهان نیست.