مولفه های جدید در معادلات سیاسی لبنان

زمان به نفع چه کسی سپری می شود؟

یوحنا نجدی

در متون کلاسیک علوم سیاسی اغلب از «زمان» به عنوان یکی از منابع سیاسی (Political Resources) یاد می شود؛ به گونه ای که زمان، از دو جهت باارزش است؛ یکی از لحاظ مقدار زمانی که یک فرد برای اثرگذاری در نظام سیاسی صرف می کند و دیگری، مقدار زمانی که رهبران و نمایندگان سیاسی، صرف تخصیص ارزش ها می کنند. از این رو، هرگونه تلاش برای ارائه تحلیل سیاسی، مستلزم در نظرگرفتن مقتضیات زمانی است.

 انتخاب رییس جمهور جدید لبنان در حالی برای هجدهمین بار به تعویق افتاده است که این کشور از 24 نوامبر 2007 (3 آذر 1386) تاکنون دچار خلاء ریاست جمهوری شده است. عدم حضور دو سوم از 128 نماینده مجلس لبنان و در نتیجه، به حد نصاب قانونی نرسیدن نشست ها، علت اصلی تعویق های مکرر در معرفی رییس جمهور جدید لبنان است.

گرچه دو جناح عمده، موسوم به 8 مارس و 14 مارس، دارای مرزبندی های مشخصی با یکدیگر هستند اما بی شک پنج ماه کشمکش سیاسی بدون دست یافتن به نتیجه، عرصه سیاسی لبنان را به حالت آچمز درآورده است. از این رو اکنون می توان مولفه های جدیدی را در معادلات سیاسی این کشور در نظر گرفت که هر لحظه بر پیچیدگی های موجود می افزایند. 

هرچند مخالفان دولت (8مارس) سخت بر اين نكته تاكيد مي كنند كه بحران لبنان، يك مسئله كاملاً داخلي است اما بي ترديد، امروزه لبنان از يك منظر به «مركز ثقل و گرانيگاه» معادلات بين المللي تبديل شده است. به گونه اي كه فرانسه، ايالات متحده، عربستان سعودي، اتحاديه عرب، سازمان ملل متحد، سوريه و جمهوري اسلامي ايران نه تنها تحولات لبنان را مجدّانه پيگيري مي كنند بلكه به قدرت رسيدن هركدام از جناح هاي سياسي در لبنان، عملاً منافع ملي و سياست خارجي اين نهادها و كشورها را دستخوش دگرگوني قرار خواهد داد.

جناح حاكم (14مارس) به رهبري فواد سينيوره، نخست وزير، از جمله متحدان استراتژيك امريكا و فرانسه محسوب مي شود و از اين رو نبايد تعجب كرد كه برنارد كوشنر، وزير امور خارجه فرانسه، طي 4 ماه اخير شش بار به بيروت سفر كرده است. كاندوليزا رايس، وزير امور خارجه امريكا نيز لبنان را «دروازه خاورميانه» ناميده است كه از عمق استراتژيك قابل ملاحظه اي در صورتبندي جديد خاورميانه برخوردار است. نا گفته پيداست كه پاريس و واشينگتن به هر حال از به قدرت رسيدن گروهي در لبنان حمايت مي كنند كه تهديدي براي امنيت رژيم صهيونيستي محسوب نشود.

مخالفان دولت گرچه پنج ماه پيش اصرار داشتند كه بحران لبنان يك مقوله صرفاً داخلي است اما اينك اظهار مي كنند كه اين بحران، حداكثر «مسئله اي مربوط به جهان عرب» است. از اين رو نبيه بري، رييس پارلمان، در جريان سفر به قاهره اعلام كرد كه «راه حل لبنان بايد در چارچوب كشورهاي عربي و جغرافيايي لبنان حل و فصل شود.»

با اين وجود هيچ يك از دو جناح عمده قادر نيستند كه بر اهميت و جايگاه اتحاديه عرب چشم فرو بندند. اتحاديه عرب، عصر روز 13 دي ماه سال گذشته طرحي را منتشر كرد كه بر اساس آن خواستار انتخاب رييس جمهور جديد، تشكيل دولت وحدت ملي، توافق بر سر تدوين قانون جديد انتخابات و سرانجان بازسازي روابط بيروت – دمشق شده بود. عمر موسي، دبير كل اتحاديه عرب، طي چندين سفر به بيروت گرچه تلاش كرد تا طرح اتحاديه عرب را پيش ببرد اما نقشه راه اعراب نيز تاكنون نتوانسته عروس خاورميانه را از گرداب خارج كند.

پنج شنبه هفته گذشته، عمر موسي بارديگر عازم بيروت شد تا طرف هاي درگير را دور يك ميز جمع كند. چه اينك بر اساس برخي خبرهاي تاييد نشده، فواد سينيوره تمايلي به از سرگيري گفتگوهاي مستقيم با مخالفان دولت ندارد و از همين رو، دعوت چندي پيش نبيه بري را نيز رد كرد. هشام يوسف، رييس دفتر عمر موسي، در گفتگو با شبكه تلويزيوني العالم در تشريح اهداف عمر موسي در سفر به بيروت توضيح داد « وي در اين سفر قصد دارد تماس هاي لازم را با جريان حاكم و مخالف دولت برقرار كند تا از اين طريق، پيشرفت هايي در زمينه پيشنهاد نبيه بري درباره آغاز گفتگوهاي ملي حاصل شود.» با اين وجود از منابع غير رسمي شنيده مي شود كه رفته رفته از خوش بيني عمر موسي نسبت به حل مسالمت آميز بحران لبنان كاسته شده است. وي پيش از اين در گفتگويي با روزنامه النهار هشدار داده بود كه «مهم اين است كه لبنان بدون رييس جمهور نماند.»

خبر نااميد كننده ديگري كه اخيراً به گوش رسيده حاكي از آن است كه ميشل سليمان، فرمانده ارتش، در برخي محافل خصوصي از بي انگيزگي خود براي قرار گرفتن در مسند رياست جمهوري خبر داده است. اين همه در حالي است كه سليمان، تنها گزينه مورد اجماع براي جانشيني اميل لحود محسوب مي شود. خستگي سياسي ميشل سليمان آيينه تمام نمايي از عميق تر شده شكاف سياسي در لبنان است و در صورت اعلام رسمي كناره گيري وي، انتخاب يك آلترناتيو جديد براي كرسي رياست جمهوري عملاً گرهي ديگر بر اين كلاف سردرگم خواهد افزود.

گرچه بعد از جنگ 33 روزه حزب الله و رژيم صهيونيستي، مخالفان دولت در موقعيت بهتري نسبت به جريان 14 مارس قرار گرفته بودند اما اينك هيچ كدام از دو جناح عمده، شرايط بهتر و بالاتري نسبت به رقيب ندارد و نوعي توازن سياسي اما ناپايدار بر عرصه سياسي لبنان حاكم است.

پنج ماه پيش گرچه پرونده ترور رفيق حريري و نحوه پيگيري آن، از جمله مسائل مناقشه برانگيز ميان  طرف هاي درگير در لبنان محسوب مي شد اما به نظر مي رسد كه خاك فراموشي بر اين پرونده نشسته است. چه مناقشات سياسي در لبنان، باعث شده تا مسائلي  همچون دعوت به گفتگو، اصلاح قانون انتخابات و نقش ميانجيگران بين المللي در اولويت قرار گيرند.

از سوي ديگر، همچنان آجر به آجر بر ديوار بي اعتمادي ميان دو جناح عمده لبنان افزوده مي شود. به گونه اي كه از يك طرف، طرفداران دولت با ديده ترديد به سفر نبيه بري به سوريه مي نگرند و از طرف ديگر، مخالفان نيز همواره اين سوال را مطرح مي كنند كه فواد سينيوره با 11 ميليارد دلار پول جمع آوري شده در جريان كنفرانس بازسازي لبنان در پاريس چه كرده است؟ در اين جو سوء ظن و بي اعتمادي، حل مسالمت آميز بحران لبنان بدون دخالت نهادهايي همچون اتحاديه عرب و سازمان ملل متحد، دشوار به نظر مي رسد و در نتيجه، تلاش براي داخلي جلوه دادن اين بحران، چندان منطقي به نظر نمي رسد.

از منظري متفاوت، تركيب شيعيان، سني ها و ماروني ها بر پيچيدگي هاي معادلات سياسي لبنان افزوده است. به گونه اي كه برخي تحليل گران معتقدند كه در صورت تضعيف حزب الله و به حاشيه رفتن شيعيان، رفته رفته قدرت سياسي، امنيتي و نظامي به سني ها و ماروني ها منتقل خواهد شد. اين سناريويي است كه مقامات واشنگتن و پاريس، آشكارا از آن استقبال مي كنند تا بدين طريق، پيوند استراتژيك ميان تهران، دمشق و حزب الله  از هم گسيخته شود.

اين تحليل گرچه بر بافت مذهبي لبنان بنا شده است اما دامن زدن به اختلافات مذهبي، لبنان را آشكارا در لبه پرتگاه جنگ داخلي قرار مي دهد. مانور نظامي گسترده اخير رژيم صهيونيستي، نشان دهنده اتمسفر ميليتاريستي خاورميانه و احتمال از سر گيري برخوردهاي نظامي در منطقه است.

اينك اما نشست بعدي پارلمان لبنان براي انتخاب رييس جمهور جديد به 13 مي (24 ارديبهشت) موكول شده است. در تحليل نهايي مي توان چنين استدلال كرد كه ادامه اين شرايط و دامن زدن به اختلافات مذهبي، روز به روز شكاف سياسي  در لبنان را عميق تر مي سازد و اين مسئله، خاطرات تلخ 15 سال جنگ داخلي  در اين كشور را زنده مي كند.

بيروت اكنون رنجور و زخم خورده، شباهتي به عروس خاورميانه ندارد و زمان به نفع هيچ يك از طرف هاي درگير سپري نمي شود. در اين ميان، طرح اتحاديه عرب، همچنان منطقي ترين و عملي ترين گزينه روي ميز محسوب مي شود. پيش شرط چنين راه حلي، آغاز گفتگوهاي فراگير و شفاف همه گروه هاي درگير در منازعه است. با اين وجود جناح حاكم و بويژه مخالفان دولت بايد اندكي بر مطالبات «صد در صدي» خود چشم فروبندند تا امكان دستيابي به راه حل مسالمت آميز قوت يابد. چه، اين بازي بدون برنده، بازنده اي جز لبنان و مردمانش نخواهد داشت.

منبع:روزنامه مردم سالاري، سه شنبه، 17 ارديبهشت 1387، صفحه 8